شبی در جستجوی اختری

تا سحر چشم انتظار خواب یودم

یکا یک اختران را با دوچشم خویش میدیدم

ولیکن یک ستاره چون چراغی پر فروغ و گرم

کی شود پیدا در سیاره ای تنها

تمام کوچه های راه شیری را

در پی آن تک ستاره جستجو کردم

در پی آن تک ستاره جهان را زیرو رو کردم

سوار بال آن دنباله دار

 در دل تاریک آن شب راه را جستجو کردم

بناگاه پرتو شمعی فروزان

از فراسوی افقها بود شاید

ولی آن پرتو از

نور دو صد خورشید هم

زیباتر و دلگرم تر بود

با سلامی

آن فروزان اختر امید

به استقبال این دو چشم خسته آمد


 

نوشته شده توسط محمد صادق در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 14:9 موضوع | لينک ثابت