تبليغاتX
? آرزوی کوچک
 

با سنگ مزنید ما را

کز نسل ترابیم ما

بر باد ندهید ما را

کز خاک زمینیم ما

ما حرمت دریاییم

بی آب تر از خاکیم

تن پوش تنفر را

از تن بدر آوردیم

از شر حسودان درکوچه تنهایی

بی تن سفر کردیم

قربانی خشمیم ما در مسلخ لجبازی

آتش به سینه داریم

تاروز انتقامش....


 

نوشته شده توسط محمد صادق در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 ساعت 14:26 موضوع | لينک ثابت


خاطرات یک آزاده

 

مطلبی در وب لاگ دوست عزیز ( هیچکس ) خواندم که مرا یاد یکی از دوستان آزاده که مدتی را در اسارت بسر می برد انداخت که فکر می کنم جالب و .... باشد

از او پرسیدم بدترین چیز در اسارت که هنوز  رنجت می دهد چیست ؟ او گفت :

" گاهی اوقات در اسارت خواب می دیدم که اسارت و شکنجه ها و سایر اتفاقات همه خواب بوده

اما ناگهان از خواب بیدار میشدم و میدیدم هنوز اسیرم و حالا پس از آزادی و گذشت سالها از آن زمان

گاهی خواب می بینم  که هنوز در اسارت هستم و اتفاقات پس از آزادی همه رویا بوده و باز با همان ترس و وحشت از خواب بیدار می شوم و این از همه ی شکنجه های جسمی و روحی بد تر است چون خواب دیدن از کنترل انسان خارج است"

 


 

نوشته شده توسط محمد صادق در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 11:56 موضوع | لينک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting